مرتضى مطهرى
85
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
غايى است و مضر به آن نيست . پس آن را ما بعد بحث خواهيم كرد . حرف سومى كه ايشان زدند راجع به مسألهء قانون بود . اين قوانين و قوانين دادگسترى را نمىشود قياس كرد . در قوانين بشرى قانونگذار يك شخص است ، مجرى قانون شخص ديگرى است . چون آن قانون قراردادى است ، يك واضع جداگانه از عاملهاى اجرا دارد . عامل اجرا يك فرد است ، قانون را يك كس ديگر روى قرارداد وضع كرده است ، اين ، قانون را اجرا مىكند . در طبيعت بدون شك قوانينى هست اما اگر كسى خيال كند قانون يك واضع جداگانهاى از خالق اين مجريان دارد ، اين حرف حرف درستى نيست . قانون و اين مجريان - كه همان اجزاء طبيعت هستند - همه يك چيز است ، يعنى اين جزء طبيعت همان خاصيت ذاتىاى كه دارد - خاصيتش هر چه هست - آن خاصيت را در يك نظم معينى اجرا مىكند ، اين همان قانونش هست . ما هرگز اين جور حساب نمىكنيم ، يكى اينكه بگوييم خالق اين موجودات چيست ؟ دوم واضع قوانينى كه بر موجودات حكومت مىكند كيست ؟ كأنّه يك بار مخلوقات و موجودات را خلق كردهاند ، بار دوم براى اينها قوانينى وضع كردهاند و اين قوانين را به اينها تحميل كردهاند . نه ، اين جور نيست . يك جعل به اصطلاح فلسفى ، بيشتر وجود ندارد . همان خلقت وجود اين مخلوقات عين وضع قوانين است و وضع قوانين عين خلقت اينهاست . بنابراين دو حساب در كار نيست . حرف آخر شما مىخواستيد توحيد را به يك بيان تأييد كنيد : چگونه در يك بشر كوچك شعور و نظم هست ، آن وقت مىخواهد بگويد در عالم بزرگ نيست ، كه البته تأييدى است كه بعد هم روى آن بحث مىكنيم .